أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
514
قانون ( فارسى )
مىشوند و چيزى را كه مىخواهد به قلب راه يابد در خود محصور مىنمايند . در واقع اين دو زائده همانند دو مخزن ( دو انبار ) هستند كه مادهء لازمه قلب را از آوندها دريافت مىكنند و آن اندازه كه قلب به آن نياز دارد ، به قلب گسيل مىدارند . اين دو زائده باريكند و دقيق ، تا براى در بر گرفتن مادهء مورد نياز قلب و براى ترنجيدن آمادگى كامل داشته باشند . دو زائدهء مورد بحث سخت هم هستند تا از واكنش در برابر تأثيرات خارجى دور باشند . قلب با نيروى طبيعى خود غذا را در حالت باز شدن ( انبساط ) دريافت مىنمايد . گاهى كه باز مىشود ، خون را به داخل جذب مىكند و هواى لازم را نيز به خود راه مىدهد . قلب در وسط سينه قرار دارد . زيرا هموارترين و سزاوارترين جايى است براى قلب ، اندكى به طرف چپ ميلان دارد تا از كبد دور باشد و جاى كبد گشاد باشد . طحال پايينتر از قلب واقع شده است و دور از قلب است و در اين پايين بودن حكمتى هست كه بعدا ذكر خواهيم كرد . اضافه بر آن قلب كه جاى براى كبد گشاد گذارد بهتر از آن است كه جاى گشاد را به طحال بدهد . زيرا كبد ارزندهتر از طحال است و سزاوار اهميت بيشتر است . چرا قلب از كبد دور شده است و ميل بهطرف چپ دارد ؟ اين فاصله گرفتن قلب از كبد به چندين منظور است : 1 - تا حرارت همگى در يك طرف جمع نشود . 2 - گرمى بايستهء طرف چپ تعديل شود ؛ زيرا طحال خودبهخود بسيار گرم نيست . 3 - راهى - هرچند تنگ راه باشد - براى رگ توخالى ، خالى كند و فشار قلب بر آن نيايد و رگ توخالى از مزاحمت قلب در امان باشد . هرجا نورى را كه قلب بزرگ دارد و مىبينى كه هميشه برحذر و ترسو است ، مثلا خرگوش و گوزن . سبب آن است كه حرارت قلبشان كمتر از اندازهء لازم است با اينكه بسيار نفس مىكشند باز قلب را چنانكه بايسته است گرمى نمىبخشند . و جانورى كه قلب كوچك دارد و پردل و نترس است . سببش اين است كه قلبش بسيار گرمى دار است و گرما در قلب مىماند و شدت مىيابد . ليكن اكثرا جانور داراى قلب بزرگ از جانور داراى قلب كوچك جرى و پردلتر است . قلب به هيچ وجه هيچ آزار و ورمى را تحمل نمىكند و ازاينرو هرگز حيوان سربريدهاى ديده نمىشود كه گزندى و آسيبى در قلبش رخ داده باشد . چنانكه در ساير اندامان تن . اين امر ديده مىشود و رخ مىدهد . در قلب برخى از حيوانات درشت و بزرگ جثّه ، استخوان هست و بهويژه در قلب گاو نر . استخوانى كه در قلب مىباشد به سختى استخوان ديگر نيست . تمايل به كركركى دارد . درشتتر و بزرگتر و سختتر استخوانى كه در قلب ديده شده در قلب فيل است . گاهى در قلب برخى از ميمونها استخوان دو سر پيدا مىشود .